جوانمردی

لینک کلیپ ویدئو

بکوشیم که این پیام را هرچه گسترده تر پخش کنیم

دعـــــــــا و نیــــــایش

برای دانلود  بر روی تصویر کلیک کنیددعـــــــــا و نیــــــایش

mp3

FILM : doa.wmv

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۹

گام نهایی تا فروپاشی سیستم ضحاک – آخرین رویارویی میان جنبش مردمی و ضحاک
در مباحث پیشین گفته شد که ، معادلۀ رویارویی مردم و ضحاک به جایی میرسد که به غیر از عده ای معدود از مزدوران و حقوق بگیران ضحاک دیگر آحاد جامعه حکومت ضحاک را نمی خواهند ، اما ضحاک تمام پایه های قدرتش ویران نشده و مهمترین تکیه گاهش نیروی مسلح تحت فرمانش هستند.

ضحاک برای بقاء چه می کند؟ مردم چه باید بکنند؟

این معادله چه زمانی بهم می خورد؟ پاسخ به این سئوال « گام نهایی مبارزه » است و از قانون خاصّ خود تبعیت می کند. این معادله زمانی بهم می خورد که مردم حکومت ضحاک را نخواهند و ضحاک هم ناتوان از ادامۀ حیات سیستم حکومتی اش باشد. تا وقتی که ضحاک بتواند به حکومت خود ادامه دهد حتی اگر ۱۰۰ درصد مردم حکومت ضحاک را نخواهند، به حکومتش ادامه خواهد داد.
راه حل عبور جامعه از نقطه حساس و حیات بخش جنبش
عبور از مرحلۀ حساسی که با طی آن علاوه بر آنکه مردم خواهان عدم تداوم حکومت ضحاک بر خود هستند و ضحاک نیز قادر به تداوم حیات سیستم خود نیست.

آخرین مقطع رویارویی ضحاک و مردم
برای رسیدن به این نقطه از جنبش ، تنها به صرف وجود « دستگاه ضدتبلیغاتی از سوی مردم » که به عنوان یک راهکار از سوی « پیرمغان » مطرح شده بود کافی نیست. بلکه پیرمغان از طریق دستگاه ضد تبلیغاتی (دستگاه تبلیغات مردمی خودش) که بر ضد « تبلیغات ضد مردمی ضحاک » کار می کند باید دستگاه دیگری را بوجود آورد و آن عبارتست از : دعوت مردم به عدم قبول عملی (نه فکری ، نه در زهن آحاد جامعه ، نه آنکه افراد دریابند که در ذهن خود ضحاک را قبول ندارند و برایش مشروعیتی قائل نیستند) یعنی در عمل هم به طرد ذهنیت ضحاک فعلیت بخشند.

مثال – فرد مفروضی را در نظر بگیرید که اقدام به جیب بری می کند و توسط مردم دستگیر میشود و بنابر اظهارات سایرین وی تا به حال چندین بار مبادرت به دزدی کرده است

با این فرد چه باید کرد؟ آیا باید برد و به پلیس و کلانتری معرفی کرد تا به زندان بیافکنندش تا دیگر جیب مردم را نزند؟ که در این صورت مشروعیت حکومت ضحاک مورد قبول قرار میگیرد چرا که به سیستم ضحاک رجوع میشود. یا بگویند چون ما نمی خواهیم به حکومت ضحاک مراجعه کنیم بگذاریم این فرد آزاد باشد و جیب سایرین را هم بزند؟
در اینجا حالت سومی رخ می دهد ، و آن حالت عبارتست از ایجاد نهادهای مردمی.

یعنی ضحاک کلانتری و زندان و دادگستری خودش را دارد و مردم به ارگانهای تحت حاکمیت ضحاک رجوع نمی کنند بلکه در مرافعات خود به « نهادهای مردمی » ای رجوع می کنند که خودشان ایجاد کرده اند یعنی ریش سفیدانی را در بین خود حَکم قرار می دهند برای آنکه در منازعات میان آنها داوری کنند.
از این پس مشاهده میشود که با ایجاد یک سیستم مردمی در درون سیستم ضحاک که اسماً بر جامعه حاکم است؛ مردم حکومت وی را طرد کرده اند و ارتباطات خود را دارند و کاری به نهادهای حاکم ندارند و به نهادهای مردمی ای که خود ایجاد کرده اند رجوع می کنند.
نظام جامعه چگونه می چرخد؟ مردم در میان خودشان مراوده و ارتباط دارند و دیگر کاری به نهاد حاکم ندارند . به نهادهای مردمی رجوع می کنند و به نهادهای ضد مردمی مراجعه نمی کنند
مرتبۀ خاص در طرد دستگاه حاکمه ضحاک – این امر سبب می گردد تا آحاد جامعه بیش از پیش به همدیگر پیوند بخورند و بهم وصل شوند ، در میانشان اتحاد برقرار شود و کاملاً نسبت به سیستم حاکمه بریّ شوند.
حال فرض بفرمائید کارمندانی هستند که برای ارتزاق و امرار معاش باید برای دولت کار کنند تا از عهدۀ مخارج زندگیشان برآیند! (خدمت به ضحاک؟).در اینجا دو مرحله شکل می گیرد ، یک مرحله تشکیل نهادهای مردمی است که در کنار آن درست میشود و پس از آن تشکیل صندوقهای بیت المال است که در دست نهادهای مردمی قرار می گیرد به عبارتی سیستم خودگردان و خودمختاری شکل میگیرد. از جانب دیگر کسانیکه ناچارند به مشاغل دولتی بپردازند و در دستگاههای دولتی کار کنند ، آن دستگاهها را در جهت منافع مردم به گردش در می آورند و در تصرف مردم در می آید. وقتی جامعه به این درجه برسد، این امر چیزی غیر از نافرمانی مدنی تلقی می گردد ، یعنی اعتصاب صورت نمی گیرد چراکه اعتصاب نافرمانی مدنی بشمار میرود ولی این عمل یعنی ایجاد نهادهای مردمی در درون جامعه نافرمانی مدنی بشمار نمیرود
به این صورت ضحاک و سیستم حاکمه ضحاک خالی از محتوا میشود. یعنی مالیاتی از مردم نمی تواند اخذ کند و اعمال قدرت نماید و چنانچه بیان شد، سلاحهای بکار گرفته شده مشتمل بر شکنجه ، سرکوب ، تجاوز ، زندان ، اعتراف ساختگی و اقاریر ، دستگیری با نگاهی به مباحث گذشته میزان تأثیرگذاریشان را از دست داده اند
این آخرین مرحلۀ نبرد و مبارزات جنبش مردمی در درون سیستم ضحاک است. مشتمل بر آن که « دولتی مردمی » در درون جامعه در کنار « دولت تصنعی » متعلق به ضحاک بوجود آید و مردم به نهادهای خود رجوع نمایند. به عنوان مثال در هنگام عبادت اگر عاملان و آمران ضحاک به نمایندۀ وی اقتدا می کنند مردم به نمایندگان مردمی که از سوی خودشان تعیین شده اند برای انجام فرایض اقتداء نمایند
در این جا مشاهده میشود که اکثریت به نمایندگان مردمی و نهادهای مردمی رجوع می نمایند ، به این ترتیب خودبخود ضحاک وزن خود را از دست می دهد و معادله به هم می خورد و دراین مقطع است که به نقطه ای میرسیم که مردم « نمی خواهند »! و ضحاک هم « نمی تواند »!
وقتی ضحاک نتواند ، به بادکنک سیستم ضحاک یک سوزن زده میشود و سیستم ضحاک فرو می ریزد و نهاد مردمی که در واقع دولتی در کنار دولت تصنعی است عملاً قدرت رابدست می گیرد و رسمیت می یابد

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۹


ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۸

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۷

مکانیزم های ضحاک جهت استقرار و تحکّم بخشیدن نظام اهریمنی اش در جامعه

عوامل تداوم بخشیدن به استیلاء سیستم ضحاک
۱ –   دستگاه تبلیغاتی برای قرار دادن یک هدف فرضی و خیالی در برابر دیدگان آحاد جامعه (دشمن خارجی)
۲ -   ایجاد شک و شبهه ، ظنّ ، گمان و تردید در میان مردم (ایجاد دستگاه اطلاعاتی متشکل از یکایک افراد جامعه)
۳ –   ساخت مجسمه های عظیم و استقرار آن در میادین شهر و اگر بخواهیم به شکل امروزی آن اشاره کنیم ، به تصویر کشیدن پوسترهای تبلیغاتی و یا تصاویر دیواری از ضحاک، تا همواره صورت ضحاک در برابر چشم همگان باشد. به این ترتیب در ضمیر ناخودآگاه همه افراد جامعه به عنوان یک ابرقدرت شناخته میشود که در همه جا حضور دارد بطوریکه از شخص به خودش نزدیکتر میشود

همانگونه که اشاره شد ، هدف دستگاه اطلاعاتی ضحاک نه فقط جمع آوری و دستیابی به اطلاعات است که علاوه بر آن در راستای این فعالیتها به مجموعه ای از اقدامات دیگر نیز مبادرت می ورزد از آنجمله : ایجاد هسته ها و حوزه هایی است که از طریق تشکیل آن به شکار مخالفان می پردازد.

آموزش مأمورانی از طرف ضحاک که بکار گرفته میشوند تا با انتقاد از ضحاک دیگر منتقدان را به دام خود بکشند.

به این ترتیب « هسته های مخالفتِ با خود » را شناسایی و با دستگیری و بازداشت ، زندانی وشکنجۀ آنها بذر ترس و تردید را در میان آحاد جامعه می گسترد و هدف از انجام چنین اقداماتی ایجاد ترس و رعب و وحشت از آینده در جامعه است تا از طریق سیطرۀ ترس در جامعه عموم مردم از آیندۀ خود بیمناک و به این ترتیب هرگز فکر مخالفت با ضحاک را به ذهن خود راه ندهند.

از جمله اقدامات ضحاک ، ایجاد دادگاههای نمایشی در انظار عمومی و اعتراف به آنچه نکرده اند بمنظور گسترش فضای رعب و وحشت در جامعه است.

نقش مشارکت مردم درجنایات ضحاک
یکی دیگر از روشهایی که ضحاک با گرفتن اعترافات دروغین و به نمایش گذاردن آن در انظار عمومی به آن مبادرت می ورزد ، تحریک مردم و به اشتراک گذاردن نیروهای مردمی برای سرکوب مخالفین است
. به این ترتیب که پس از گرفتن اقرار در یکی از میادین شهر دستور به سنگسار صادر می کند و سپس با کشیدن پای مردم عادی به محکمۀ غیرقانونی، مردم را تحریک به مجازات مخالفین می کند و به این ترتیب نقش مردم عادی از تماشاچی به بازیگر تغییر پیدا می کند.

به این ترتیب که ضحاک با دستگیری یکی از اعضاء سیستم و به قتل رساندن آن با مشارکت مردم ، جنایتی را به دست مردم مرتکب میشود تا بدین ترتیب مردم عادی در وقوع جنایاتی که ضحاک سرمنشأ آن است با وی شریک شوند و این امر مانع از آن میشود که مردم اظهار دارند که ضحاک جنایتکار است. (با مشارکت مردم در جنایات ضحاک این ادعا از سوی جامعه مطرح نمی شود که « ضحاک جنایتکار است » ، چرا که مردم عادی نیز به شکلی که مطرح شد در ارتکاب به جنایت شریک جرم بوده اند. اگر در این میان صدایی برخیزد که ضحاک جنایتکار است ، ضحاک با بکاربستن مشارکت مردم در ارتکاب به جنایت مدعی میشود که همه جنایتکاریم و به این ترتیب خود را تبرئه میسازد و جامعه را به سمت و سوی فساد سوق می دهد. )

مواردی که ذکر گردید « ستونهای پایگاه هرمی شکل حکومت اهریمنی ضحاک » است. که با استقرار حکومت خود بر آن ستونها بر جامعه استیلاء می یابد.

دستگاههای اطلاعاتی – امنیتی عریض و طویل و نیروهای سرکوبگر با پوشش قانونی و بدون پوشش قانونی مسلح به انواع ابزار سرکوب از بازوهای دیگر سیستم ضحاک هستند که هر از گاهی با به نمایش گذاردن آن در جامعه سعی در نهادینه ساختن ترس و رعب و وحشت دارد. (نمایش قدرت و رزم آرایی و مانورهای نظامی)

بازگشت به درسهای پیرمغان
پیر مغان ، « در حلقۀ یزدان پرستان و مغان » ( جوانمردان و فریدون و کاوه) ، به بیان روشهای از کار انداختن « کلّ سیستم ضحاک » می پردازد. از آنجمله « بیرون آوردن اهرمهای ضحاک از دست عاملان و آمران سیستم و در مرحلۀ بعد بکاربستن همان اهرمها علیه سیستم ضحاک ».

مراحل شکست ضحاک از منظر پیرمغان در ارائۀ تعلیمات به مغبچگان

۱- از کار انداختن کلّ سیستم ضحاک
۲ – بیرون آوردن اسلحه و ابزار دشمن از دست سیستم مستبد
۳ – بکاربستن ابزار و سلاحهای ضحاک علیه سیستم ضحاک
راههای دست یافتن به هدف فروپاشیدن سیستم ضحاک ایجاد « دستگاه ضد تبلیغاتی عظیم مردمی » است. باید آحاد جامعه را نسبت به عوامل مخرّب تابوها و دگم های ساخته شده توسط سیستم ضحاک با تشریح عبور از خط قرمزها آگاه ساخت

اولین گام در برابر دشمن برای وارد ساختن ضربه به جبهۀ دشمن شکستن خط قرمزهایی است که دشمن در ذهن مردم قرار داده است. باید دریافت که دشمن ضربه پذیر است و هیچ تابو و دگمی و هیچ خط قرمزی وجود ندارد.

باید صراحتاً در جامعه مطرح شود که دشمن مشروعیتی ندارد و این امر حاصل نمیشود مگر آنکه مردم از خط قرمزها عبور کنند.

شهامت شکستن دگمها و ساخته های ذهنی القاء شده توسط سیستم ضحاک در مردم سبب عبور از خط قرمزهای سیستم ضحاک میشود و در مرحلۀ بعد بازار خرافه سرد میشود.

سیستم های استبدادی از طریق رسوخ در باور مردم و گستردن خرافه بر آحاد جامعه مستولی می گردد

هرگاه مردم دریافتند که دگمی در ذهنشان نیست که ناشکستنی باشد از آن پس با عبور از این مرحله وارد مرحلۀ بعدی میشوند که آن عبارتست از : بی اعتنایی ، بی تفاوتی و بدگمانی نسبت به کلیۀ اخبار و مجاری اطلاعرسانی سیستم ضحاک

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۷

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۶

سرکوب آرام

جمع بندی های درسهای پیر مغــان - دستگاه حاکمۀ ضحاک روی چند پایه استوار است یکی از استوار ترین پایه های دستگاه ضحاک ، « دستگاه تبلیغاتی » است. نمونه ای از این تبلیغات جلوه دادن یک دشمن فرضی برای شستشوی مغزی آحاد جامعه است.از جانب دیگر ضحاک برای استقرار حکومت خود به دلایل مختلف نیاز به حضور میلیونی مردم در سطح خیابانها و در عرصه های مختلف دارد.به عبارتی هر از چندگاهی ضحاک به دلایل مختلف نیاز دارد تا مردم را به سطح خیابانها بکشاند تا خطباء و مداحانش برای مردم سخن سرایی کنند البته این اجتماعات غالب غیر از جلسات و گردهمایی هایی است که هفته ای یک بار تدارک می بیند.البته هر بار این تجمعات به بهانه ای مختلف صورت می گیرد : گاهی بمنظور دشمن جلوه دادن همسایگان شرقی و گاهی همسایگان غربی و یا به بهانۀ دشمنان فرضی ، به هر حال به هر ترتیبی شده تجمعاتی را تدارک می بینند و به بهانه آن مردم را به سطح خیابانها می کشانند تا بدین ترتیب انرژی پتانسیل حاصل از تجمعات و یا انرژی اعتراضی و احتمالاً انرژی عصیانی مردم احیاناً به این ترتیب تخلیه و خنثی شود.

اینگونه گردهمایی ها و اقدامات و حرکات دو خاصیت برای استقرار نظام ضحاک دارد :

یک- تخلیه انرژی مردم و بازگشت انرژی مردم به سطح عادی تا در مواقع لزوم حوصله و عزم جنبش و خروش علیه سیستم شخص ضحاک را نداشته باشند.

دو – از سوی دیگر خطبا و سخن سرایان ضحاک با سخنان خود مغز افراد جامعه را شستشو می دهند.

پیش از این نیز گفته شد که این موارد ابزار ضحاک برای استیلای سیستم ضحاک در جامعه که تحت سیطره و تسلط خود در آورده است بطور مداوم مورد استفاده قرار می گیرد.نکته شایان ذکر در این مباحث بیان ناتوانایی ضحاک از مدیریت جامعه است و ضحاک به منظور استیلای خود بر جامعه نیاز به وجود دشمن فرضی دارد چرا که وجود چنین دشمنی فرضی از ملزومات ادامه حیات سیستم ضحاک بشمار می رود ، به این ترتیب ضحاک سعی دارد با صدور بحران به جهان دیگران را به دشمنی با خود « تهییج و تحریک » نماید تا بدین ترتیب به جامعه اینگونه القاء سازد که دشمنی فرضی وجود دارد و ما برای مقابله با دشمن فرضی باید با هم متحد شویم و اختلافات را در درون سیستم کنار بگذاریم.
ضحاک به ادعاهایش به این ترتیب جامه عمل به خود می پوشاند؛ از آنجمله بیان آنکه: مهم نیست من در حال چپاول منابع شما هستم ، مهم نیست شما تحت ظلم و ستم و تعرض عمال و آمران من قرار گرفته اید ، بیائید همه با هم دست در دست همدیگر در مقابل این دشمن فرضی- خارجی واحد که قصد نابودی ما را دارد ایستادگی کنیم. مثالهایی که زده شد همگی نمونه هایی از ترفندهایی است که دستگاه ضحاک با بکار بستن آن چند صباحی به تداوم حیات سیستم خود کمک می کند.

زمینۀ رشد حرکتهای اعتراضی در جامعه - با گذشت زمان ، به همان نسبت که از برد تبلیغات دستگاه ضحاک کاسته میشود و جوهر تزویر بر آحاد جامعه آشکار می گردد و بتدریج همگان در می یابند که در پس پردۀ تبلیغات رنگارنگ دشمنی فرضی وجود ندارد و در حقیقت سیستم ضحاک بخودی خود ، عامل صادر کننده بحران به جهان است آغاز حرکتهای اعتراضی اجتماعی فرا میرسد.با فراهم شدن زمینه های رشد حرکتها و جنبشهای اعتراضی مردم در جامعه سیستم ضحاک در می یابد که بکار بستن ترفندهای تبلیغاتی دیگر مؤثر واقع نخواهد شد. از این پس در صدد بر می آید تا کلیۀ منافذی را که از خلال آن ممکن است حرکتی شکل بگیرد و صدای اعتراضی برخیزد که پژواک و انعکاس آن نتیجتاً آحاد جامعه را به جنبش در آورد و متعاقب آن کل جامعه را علیه سیستم ضحاک فعال سازد ببندد.از این پس دولت ضحاک برای مهار جامعه وارد مرحلۀ جدیدی از حیات خود میشود.

سرکوب آرام - سرکوب آرام عبارت است از تقویت دستگاه اطلاعاتی که این دستگاه اطلاعاتی بر اساس سوءظن و بدگمانی نسبت به عموم مردم عمل می کند.

فرضیۀ دستگاه اطلاعاتی آنست که در هر آن مردم در حال خیانت به سیستم هستند و تصمیم به از بین بردن سیستم دارند و عموم آحاد جامعه از سیستم ناراضی اند.

به این ترتیب سیستم اطلاعاتی سعی می کند تا به تمامی اطلاعات جامعه دسترسی یابد، به چه شکل ؟ به این ترتیب که اگر جامعه ای مشتمل بر ۲۰ میلیون آحاد باشد باید تمامی ۲۰ میلیون ،عضوی از دستگاه اطلاعاتی بشمار روند.

به چه ترتیب ؟ به این ترتیب که هر شهروندی موظف است شهروند دیگر را تحت کنترل و نظارت خود قرار دهد و گزارش دهد.

با پیاده سازی چنین روشی در جامعه همۀ افراد جامعه خائن و هم دست دشمنان شناخته میشوند و مستوجب اشدّ مجازات.

به این ترتیب همه اعضاء جامعه نسبت به هم ظنین وبدگمان می شوند و تصور می کنند تمامی نزدیکان و وابستگانشان همکاران سیستم اطلاعاتی ضحاک هستند.به این ترتیب نه تنها دامنه ظنّ ، شک و گمان نسبت به همدیگر در جامعه که حتی در بنیان خانواده نیز نفوذ می کند و تک تک اعضاء خانواده اتمیزه میشوند. روشی که ضحاک از طریق آن باعث فروپاشی بنیان خانواده میشود و احاد جامعه را اتمیزه و منفرد میکند

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۶

ضحاک و امپراطوری اهریمن پرستان – قسمت ۱۵

در مباحث پیشین به بررسی « درسهای پیر مغان » در خصوص چگونگی رویارویی با ضحاک ماردوش پرداختیم. حال در این مقاله و مبحث بعدی ، به بازبینی خلاصه ای از درسهای گذشته می پردازیم. در مباحث پیشین اشاره شد که ضحاک بعد از استیلای بر جامعه سیستمی را در جامعه پایه گذاری می کند؛ متشکل از ستونها و پایه های مختلف. این ستونها عبارت است از دستگاههای مختلفی که برای استیلای ضحاک بر جامعه مورد استفاده قرار می گیرد. این ستونها و پایه ها کاملاً مانند کارخانه ای عمل می کنند که محصول آن ادامه استقرار سیستم ضحاک بر جامعه است. بخش اعظمی از عملکرد این سیستم مبنی بر دروغ ، تزویر ، فریب و هدایت ذهن آحاد جامعه به سوی یک Utopia دست نایافتی است، بدین معنا که چنین سیستمی امری را بصورت یک Utopia (هدف مجازی) به جامعه معرفی میکند و سپس عموم افراد جامعه را با بسیج نیروها ملزم به حرکت بسوی آن هدف مجازی می نماید.
در چنین سیستمی آحاد جامعه در حد توان و ظرفیت برای نیل به اهداف سیستم مستلزم دادن قربانی و فدا کردن هر آنچه در کف دارند هستند(فدایی دادن) و چنانچه کسی در نیل به اهداف مجازی سیستم تعلل و خلل آفرینی ایجاد کند ، اعمال او خلاف بر تعالی و تحول سیستم اجتماعی ایست که به این ترتیب بنیان گذاری شده است و قصد سنگ اندازی بر دستیابی به مقاصد و اهداف سیستم را دارد، بازتاب چنین تحلیلی آنست که چنین فردی ضدخلق و ضد هدف بشمار می رود و باید طرد و یا حتی نابود شود. به عبارتی یکی از ابتدایی ترین اقدامات ضحاک ماردوش برای بنیان نهادن سیستم اهریمن پرستان عَلَم ساختن هدف مجازی در میان آحاد جامعه بدین ترتیبی که شرح داده شد، میباشد.
به عنوان مثال ، فرض بفرمائید که عمال و آمران چنین سیستمی مدعی شوند که در آنسوی آبها سرزمینی است که ساکنان آن ستمگرند و باید دست فتنه قطع شود و باید کاری کرد تا آن دشمن ستمکار را از میان برد. از یک سو اجازه ندهیم که دشمن مفروض ما را از بین ببرد و از سوی دیگر با بکاربردن تمام قوا کاری کنیم که دشمن فرضی را تضعیف و نهایتاً نابود سازیم.
نمونه ای از اتوپیای چنین سیستمی به تصویر کشیدن دشمن مجازی ، فرضی و خیالی در آنسوی آبهاست به این ترتیب که در ضمن آحاد جامعه دشمنی فرضی تجسم می یابد.
پیامد چنین اقداماتی در دستگاه ضحاک آنست که جارچیان و خدمتگزاران ضحاک هر روز بر سر منابر ، معابد و میادین شهر در باب این دشمن فرضی و خطراتی که در صورت وجود چنین دشمنی متوجه جامعه ای که ضحاک در آن استیلاء دارد، میشود برای عوام سخن پراکنی می کنندو خطبه ها می سرایند و خطابه ها و نقلها می بافتند و بدین ترتیب بطور پیوسته اخباری در خصوص دشمن فرضی به عموم آحاد جامعه خورانده میشود.
برای دست یازیدن به چنین اهدافی غالباً نیاز بود تا به مناسبتهای مختلف مردم را گرد هم آورند و خطبه ها سر دهند. به عنوان مثال در رُم باستان رسم بر این بود مردم شهر و یا درصد قابل ملاحظه ای از ساکنان هر شهر را در آمفی تئاترهایی که به همین منظور تدارک دیده شده بود جمع می کردند و ضمن برگزاری تئاترهای نمایشی ، به آوازخوانی می پرداختند و پس از جلب نظر تماشاچیان، توسط مداحان و خطباء در باب دشمن فرضی و راهکارهای مقابله با آن خطبه های قرائی اقامه میشد. در یونان هم بهمین منوال در گذشته های بسیار دور برنامه هایی تدارک دیده میشد.
اصولاً به صراحت می توان اظهار داشت که غالب سیستمهای جائر و ستمگر برای نیل به اهداف شوم خود که همانا استقرار پایه های ستمکاری است، همیشه نیاز به یک دشمن فرضی دارند و به بهانه های مختلف با برپایی تجمعات نمایشی لااقل هفته ای یکبار خطابه ها در باب دشمن فرضی و احیاناً اهداف دشمن فرضی برای تصرف بر سرزمین و نحوۀ کوتاه کردن دست دشمن و درآوردن چشم فتنه اقامه میشد.
دستگاه تبلیغاتی ضحاک - میتوان تصریح نمود که از گذشته های بسیار دورتر از رُم و یونان باستان و با قدمتی بسیار دور تر از ظهور فریدون در عرصۀ مقابله با امپراطوری اهریمن پرستان، ضحاک ماردوش سیستم تبلیغاتی بسیار گسترده ای را برای تشویش اذهان عمومی (در باب وجود دشمن فرضی) مستقر ساخته بود.
مدتهای بسیار مدیدی چنین گذشت و مردم نیز همچنان چنین ادعاهایی را باور داشتند به این ترتیب که لا اقل هفته ای یکبار خطباء و مداحان سیستم ضحاک به شستشوی مغزی مردم می پرداختند و با بیان ادعاهای واهی از قبیل تعرض به جان و مال و آبرو و ناموس ساکنان سرزمین های دشمن فرضی مردم را تهییج می نمودند، اما مرور زمان عاملی برای عدم اثبات ادعاهای واهی جارچیان و دستگاه تبلیغاتی ضحاک بشمار می رفت.
بدین ترتیب که مردم با گذشت زمان و اندکی تعمق در می یافتند که واقعیت حکایت از تعرض به جان ، مال ، آبرو و ناموس خودشان توسط سیستم غارتگر و چپاولگر حاکمه دارد.
بازتاب بکارگیری اهرم دشمن فرضی برای سرپوش نهادن بر چپاول ها و غارتگری ها توسط دستگاه حاکمه به مرور زمان تأثیر خود را از دست می دهد و رویکرد آن در عدم حضور و شرکت مردم در تجمعات مردم فریبانه به منحصه ظهور میرسد.
پس از گذران چنین مقطع زمانی است که دستگاه حاکمه با صرف انرژی و هزینه های هنگفت مترصد حضور آحاد جامعه برای شرکت در گردهمایی های تبلیغاتی هفتگی جهت شستشوی مغزی آنان می باشد اما با گذشت زمان از تعداد شرکت کنندگان در این تجمعات کاسته و از میزان تأثیرگذاری و موفقیت این تبلیغات کاسته میشود.
ابزار دیگر ضحاک – یکی دیگر از ابزارهایی که ضحاک در کنار دستگاه تبلیغاتی بکار می بندد ، انعکاس تضادهای درون سیستم به خارج از مرزهای تحت سیطره اش است.
این ابزار به دو طریق بکار گرفته میشود :
یک – از طریق جنگ در مرزها و یا کشورهای همسایه
دو – از طریق صادرات بحران در جامعه جهانی
ضحاک برای انتقال افت تضادی که گریبان گیر سیستم حاکمه اش شده است مبادرت به صدور بحران به جهان می نماید (توپ را در زمین حریف و دشمنان فرضی انداختن) و دشمن فرضی و خیالی را در سرزمینهای خود با بحران مواجه سازد ، با صدور بحرانی که گریبان گیر پایه های لرزان حکومت ضحاک است، دشمن فرضی به صرافت نمی افتد که برای سیستم ضحاک مشکل آفرینی کند

Utopia is a name for an ideal community or society, that is taken from Of the Best State of a Republic, and of the New Island Utopia, a book written in 1516 by Sir Thomas More describing a fictional island in the Atlantic Ocean, possessing a seemingly perfect socio-politico-legal system. The term has been used to describe both intentional communities that attempted to create an ideal society, and fictional societies portrayed in literature. « Utopia » is sometimes used pejoratively, in reference to an unrealistic ideal that is impossible to achieve. It has spawned other concepts, most prominently dystopia.
The word comes from the Greek: οὐ, « not », and τόπος, « place », indicating that More was utilizing the concept as allegory and did not consider such an ideal place to be realistically possible. The homophone Eutopia, derived from the Greek εὖ, « good » or « well », and τόπος, « place », signifies a double meaning that was almost certainly intended. Despite this, most modern usage of the term « Utopia » assumes the latter meaning, that of a place of perfection rather than nonexistence

WordPress Themes